
بنام یزدان پاکو اما بعد ... "گویش مردمان دشتی"وقتی می خواستند بگویند: مستاصل شده استمی گفتند: دَس تو خَکا می کی شِت (می آرِت) یعنی دست روی خاکها می کشد.وقتی می خواستند بگویند: وقتت تلف نکنمی گفتند: پِلِه دار سامُکُوقتی می خواستند بگویند: کاری می کنم که ازشدت ناراحتی قرار و آرام نداشته باشیمی گفتند: گولی تو خِشتِکت می کُنُم یعنی گربه را توی خشتک شلوارت می گذارم.وقتی می خواستند بگویند: هوا برت داشتهمی گفتند: جا در رَفتِی!وقتی می خواستند بگویند: من دیوونه ام که با تو آمدم!می گفتند: مُو گِنام شِی ت...
ادامه مطلب
و اما بعد ..."شرحی بر منطقه دشتی " دشتی یا منطقه دشتی سرزمینی تاریخی فرهنگی، قدیمی و وسیع در میانه استان بوشهر که عملاً شهرستانهای دشتی و دیر و چه بسا فراتر از آن را در بر میگیرد. دشتی منطقهای فرهنگی زبانی که مهمترین هویت آن گویش دشتی و هسته سرزمینی آن ناحیه مندستان (امروزه بخش کاکی و بخش بردخون) میباشد. در مرتبه بعد اشتراکات فرهنگی را شامل میشود.موقعیت تاریخیسرزمین دشتی از زمان ساسانیان و در دوره اسلامی جزئی از ایالت فارس بوده از توابع ولایت یا کوره اردشیر بودهاست. در دوره زندیه به این ن...
ادامه مطلب
ازدواج در دشتی در گذشته های نه چندان دور در دیار ما رسم چنین بود که اگر جوانی به سنی می رسید که بزرگان تشخیص می دادند حرفی برای گفتن داردمی گفتندحالا بایدزن وزنبیلی به هم بزند وبزرگترها لازم می دانستند برای اوآستین بالابزنند. جوانان معذب به علت فرهنگ حاکم ، خیلی کم خودشان دختر مورد علاقه را پیدا می کردند و حالا اگر خدای نکرده هم پیدا می کرد باید از فیلترهای متعددی می گذشت تا پذیرفته می شد. پدران و مادران یا بقولی بزرگترها برای او دختری مناسب را می یافتند که درخورشأن خودشان باشد.این انتخاب درغالبا دربین دختران فامیل صورت می گرفت و بر مبنای این ضرب المثل معتقد بودند:"بگردم ای کُه او کُه تا بجورم کُهنه خویشی که غریبی بار مُو نمی برد منزل " و به تعبیری دیگر: قوم اگر گوشتت را بخورد ، استخوانت ...
ادامه مطلب
اعتقادات مردم دشتی- تولد نوزاداعتقادات مردم دشتی پیرامون نوزادمردم دشتی نیز همانند مردم سایر نقاط ایران دارای آداب و رسوم خاص خود بوده اند.آنان در زمان تولد نوزاد اعتقادات خود را دارند که برخی از آنان تاکنون حفظ شده ، برخی به بوته فراموشی سپرده شده و تعدادی نیز در حال منسوخ شدن است.یکی از اعتقاداتی که تاکنون نیز مردم دشتی بر آن پایبندند این است که فرد خسته و از راه رسیده نباید بالای سر نوزاد یا به دیدن وی برود.گویند که در گذشته هنگام تولد نوزاد و تا قبل از چهل روز،چنانچه کسی جهت دیدن آن به خانه صاحب نوزاد می رفت کفشهایش را بوسیله میخی به دیوار نزدیک در یا به سر در اتاق آویزان می کرده اند.اعتقادی دیگر بر این است که پدر نوزاد هنگام برگشت به خانه باید پای خود را بشوید سپس وارد اتاق شود زیرا خست...
ادامه مطلب
بررسی آداب و رسوم مردمان دشتیاعتقادات مردم دشتی- تولد نوزاداعتقادات مردم دشتی پیرامون نوزادمردم دشتی نیز همانند مردم سایر نقاط ایران دارای آداب و رسوم خاص خود بوده اند.آنان در زمان تولد نوزاد اعتقادات خود را دارند که برخی از آنان تاکنون حفظ شده ، برخی به بوته فراموشی سپرده شده و تعدادی نیز در حال منسوخ شدن است.یکی از اعتقاداتی که تاکنون نیز مردم دشتی بر آن پایبندند این است که فرد خسته و از راه رسیده نباید بالای سر نوزاد یا به دیدن وی برود. گویند که در گذشته هنگام تولد نوزاد و تا قبل از چهل روز،چنانچه کسی جهت دیدن آن به خانه صاحب نوزاد می رفت کفشهایش را بوسیله میخی به دیوار نزدیک در یا به سر در اتاق آویزان می کرده اند.اعتقادی دیگر بر این است که پدر نوزاد هنگام برگشت به خانه باید پای خود را ...
ادامه مطلب
تاسو نزد مردمان دشتی TASOU تاسو" معادل "کلوند" در گویش دشتی و شاید معادل نیلی در گویش معیار است. مهره ای سفید ، آبی ، فیروزه ای ، که در طب سنتی جنوب کارکرد درمانی دارد .طب سنتی جنوب از مجاورت تمدنهای داخلی "ریشا" و "سیراف" و تمدن های پیرامون، "هند ، چین و افریقا" و فرهنگ اسلامی شکل، دوام و قوام یافته است .استفاده از مهره های کانی یکی از شیوه های درمانی است که تا این اواخر در جنوب ایران به ویژه در منطقه ی دشتی کاربرد داشت.تاسو مهره ای است که آنرا در نخی تزیینی دور گردن نوزاد می آویزند .نوزاد بدون این مهره تا قبل از چهل روز دچار "تاسو" می شود .چهل روز مدتی است که نوزاد نباید از منزل خارج شود .اگر این اتفاق بیفتد "چله" ی بچه می افتد و خطرات بی شماری نوزاد را تهدید می ک...
ادامه مطلب
تابستان دردشتی و ملارهپیش تر که برق هنوز به دشتی نیامده بود "ملاره" " mallareh"چوبی استوار از سر شاخه های بلند درخت "گز" بود که با قرار گرفتن در کنار "لوکه" یا "بسر" برخی از غذا های تابستانی را با خنکای نسیم کوه و دریا آشتی می داد تا خوردن آنها در گرمای تابستان این دیار گوارا شود.میوه های تابستانی در ظرفی توری قرار می گرفت و بر فراز این چوب که در مسیر وزش نسیم شبانه در زمین محکم شده بود آویزان می شد تا صبحگاه برای خوردن آماده شود. "آرد بیز" یا الک معمولا ظرفی مناسب بود تا برخی ازغذا ها در آن قرار گرفته و از بلند ترین نقطه ملاره آویزان شود. با این روش می شد در گرمای تابستان از خوردن میوه های نسبتا خنک لذت برد.قاچ های بزرگ هندوانه و خربزه های محلی رودخانه ای دشتی با قرار گرفتن در ملاره خنکای ...
ادامه مطلب
*"دی عبدی یکی از زنان دشتی"* *" سکینه حسین"**در چمکور سه دسته ی مشخص به نام های حاجی محی ها (حاج محمدی ها) ، حاجی محیلی ها (حاج محمدعلی ها) و زارمح شعارها (زائر محمد شاعرها ) زندگی می نموده اند.**خاستگاه اصلی آنها خیلی مشخص و معلوم نیست که آیا از مسیله های آن طرف رودخانه آمده اند که اگر از آنجا آمده باشند به اعراب فارس منتسب می شوند و اگر از جنوب که هرمزگان باشد آمده باشند به اعراب عبدالقیس بحرین منتسب می شوند.**اینکه بصورت خالص از دسته های ایرانی پارت ، ماد یا پارس باشند چندان نمی شود روی آن حساب نمود که پارسیان ساکن دیار ماندستان قدیم یا دشتی فعلی از پیروان زرتشت بوده اند که آنها را گبری می خواندند و به محض ورود این دسته ها به سرزمینشان آنها از محل کوچ نموده و اینکه...
ادامه مطلب
بنام یزدان پاک "باران های موسمی در دشتی" *دیار گرم وخشک دشتی در دو موقع از سال علاوه بر فصل بارش های مرسوم ، آذر تا اسفندماه ، میزبان ریزش باران های موسمی هم می باشد.**این باران ها که از شبه قاره هند و از این اقیانوس پهناور خود را به دشتی می رساند اغلب دشواری هایی را برای کشاورزان دشتی به سوغات می آورد.**هنگام رسیدن و نزول این بارش ها درست با موقع جمع آوری گندم و خرما ، دو محصول اساسی مردمان حوزه ی رود مند ، در منطقه دشتی مطابق می شود.* *باران « جوری یا جیلم» هنگامی در دشتی می بارد که کشاورزان دیم کار منطقه گندم های خود را که خشک شده و آماده برداشت است را به دستان داس های ویژه « جوری یا جیلم...
ادامه مطلب
خال نزد مردمان دشتی KHALیکی از سنتهای پیشین مردم دشتی "خال" کوبی یا به گویش منطقه "خال زدن" است. "خال" پیش از آنکه وسیله ی زیبایی باشد کارکردی درمانی داشت. "باد" یا چسبندگی عصب و دردهای اینگونه را با خال کوبی درمان می کردند .درمان دردهای مفصلی همچون زانودرد، درد کمر و غیره را در طب بومی دشتی "خال زدن" بود .سردرد را نیز گاهی با خال کوبی درمان می کردند . خال کوبی علاوه بر درمان ابزاری تزیینی بود .خال تزیینی بیشتر در میان زنان و دختران رواج داشت . با این وجود مردان نیز از کارکرد زیبایی خال کوبی غافل نبودند . دست ها و پاها، صورت و پشت شانه و بازو محل مناسبی برای خالوبی با کارکردهای زیبایی و دارویی است. مواد اولیه خال کوبی از طبیعت پیرامون حاصل می آمد .صبر تلخ، زهره ، کیسه ی صفرا ی ، گاو، شیره ی...
ادامه مطلب
عمل ختنه در میان مردمان دشتی عمل ختنه که برخی به آن «سنّت» هنوز می گویند یک فریضه دینی مردمان مسلمان دشتی بوده است که در اسلام به آن تاکید شده است. دردشتی قبلاً این عمل با شکوه و با مجلس شادی و سرور همراه بوده است وآن بصورت سنتی انجام می گردیدکه تا سال های پایانی دهة اول انقلاب نیز در جریان بود که درحال حاضر این کار توسط پزشک و در مطب بصورت انفرادی انجام می شود. برای برپایی این جشن،دوستان و همسایگان را دعوت می نمودند وآنها را بوسیله شیرینی و شربت پذیرایی می کردند.این کار«سنّت»معمولاً درفصل تابستان که هوا بسیار گرم و باد گرم (تش باد) درجریان بود انجام می گرفت.«سنّت»یا همان عمل ختنه در رو...
ادامه مطلب
"پوشش مردمان دشتی"پوشش و هیات ظاهری مردمان دشتی به شدت تحت تاثیر عواملی همچون آب ، هوا ، دین ، مذهب و عرف دست ساخته خودشان بوده است.البته مؤلفه های دیگری همچون تهیه آسان مواد اولیه بافت ، دوخت پارچه و غیره نیز در این مورد موثر بوده است اما پر واضح است که این مولفه ها نیز تحت تاثیر عوامل اصلی پیش گفته دارای تاثیر کمتری در شکل و هیات نهایی پوشش مردمان این دیار بوده است.پارچه ها در دشتی می توانست از مواد اولیه گیاهی یا حیوانی داخلی شکل گرفته یا از مکان های دیگری تهیه شده باشند.بافت پارچه از الیاف گیاهی همانگونه که در مطلب قبل گفته شد در این منطقه متداول بوده است و از بهترین پارچه های این حدود می توان به پارچة توزی اشاره کرد.پنبه و کتان از گیاهانی بوده است که در این منطقه کشت می شده و ...
ادامه مطلب
بازی محلی -کُل گنجکُل گنجاین بازی بیشتر در موقعی که افراد به دنبال گله بودند برای رهایی از بیکاری انجام می گرفت و روش بازی این است که گودهای کوچکی را به تعداد 12 عدد که دوبدو روبروی هم هستند،در زمین حفر می کنند و تعداد بازیکن ها نیز در آغاز دو نفر می باشد که هر یک صاحب شش گود و سی پشکل(فضله ی بز) می باشد هر یک از بازیکنان در هر گود 5 پشکل قرار می دهد با انتخاب آغازگر،بازی شروع می شود.آغازگر، پشکل های یکی از گودهایش را بر می دارد و در یک جهت حرکت می کند و در هر گود،یکی از پشکلها را می اندازد تا آخرین پشکل در یکی از گودی ها بیفتد،دوباره پشکل های آن گودی را بر می دارد و همین طور با حرکت دورانی پشکل ها را در گودی های خود و حریفش تقسیم می کند تا آخرین پشکل که در یکی از گودی های خالی قرار می گیرد ...
ادامه مطلب
"پوشش های مردانه در دشتی" " لان کوت " *لان کوت یا"لانگ کت" یک واژه انگلیسیوارد شده در گویش دشتی می باشد کهبه پوشش خاص زمستانی درمنطقه دشتیاطلاق می شده است و تحت عنوانپالتو در سطح کشور شناخته می شود.**این پوشش اعیانی اصولا در منطقه دوخته نمی شد و معمولا از پوشش هایوارداتی به دیار دشتی بوده است.* *پالتوهای سرما گیر دشتی معمولا تا پایین زانو می رسیدندودارای یقه های بلند بوده و هستند.**جنس پارچه های آنها معمولا ضخیمو پشمی مانند است.**دارای دو جیب بزرگ درطرفین ویک یا دو جیب در داخل هستند کهپرشدن آنها یک کمی خارج از قاعده می باشد.**معمولا از داخل د...
ادامه مطلب
پوشش های مردانه در دشتی " چوکه " "چوکه"معمولا از پشم شتر بافته می شد و در کارگاه های خانگی منطقه تولید می شد.این پوشش نیازبه دوخت نداشت و با طرحی شکیل توسط"چوکه بافان" بومی منطقه کاملا بافته می شد و بدون هیچ کوک و دوختی قوام و دوام می یافت."چوکه" معمولا آستین نداشت و مانند عبا بر روی شانه قرار می گرفت."چوکه" ردایی بلند بود که تا پایین زانو ها را می پوشاند و اصولا در فصل زمستان در دشتی هویدا می شد.هرچند پیش از این"چوکه بافی" از مشاغل دون منطقه به شمارمی رفت و "چوکه بافان" از...
ادامه مطلب
پوشش های مردانه مردمان دشتی "گنج فراخ"یکی از پوشش های ویژه مردان در فصل تابستان در منطقة گرم و خشک دشتی "گنج فراخ" یا "گنجه فراخ" بود.گمان ما بر این هست که "گنج" از واژه گنجایش می آید و چون این پوشش از قالب بدن بزرگتر است آنرا فراخ در اینجا به معنی "باز" خوانده اند.این پوشش ساده بیشتر به عنوان تک پوش یا زیر پیراهنی در مردان دیار دشتی استفاده می شده است.جنس پارچه آن معمولا از کتان نازک و رنگ آن سفید بود. دارای آستین های کوتاه و یقة گرد است.مردمان دشتی آنرا در هنگام کار و فعالیت در فصل گرم تابستان به همراه یک عرقچین سفید گل بری شده می پوشیدند.جنس پارچه و رنگ آن در تابستان باعث می شد دفع حرارت از بدن سریعتر انجام گردد و با کمترین...
ادامه مطلب
آداب محرم در دشتی ( ذکرZekr)ذکرآن مانند اذان برای نماز، مطلع نمودن اهل آبادی از برگزاری مراسم روضه خوانی و عزاداری است. ذاکر به سبکی خاص و با حزنی همواره می خواند و گروه همخوان با فراز و نشیب ص...
ادامه مطلب