"1 1 1"
پوشش و هیات ظاهری مردمان دشتی به شدت تحت تاثیر عواملی همچون آب ، هوا ، دین ، مذهب و عرف دست ساخته خودشان بوده است.
البته مؤلفه های دیگری همچون تهیه آسان مواد اولیه بافت ، دوخت پارچه و غیره نیز در این مورد موثر بوده است اما پر واضح است که این مولفه ها نیز تحت تاثیر عوامل اصلی پیش گفته دارای تاثیر کمتری در شکل و هیات نهایی پوشش مردمان این دیار بوده است.
پارچه ها در دشتی می توانست از مواد اولیه گیاهی یا حیوانی داخلی شکل گرفته یا از مکان های دیگری تهیه شده باشند.
بافت پارچه از الیاف گیاهی همانگونه که در مطلب قبل گفته شد در این منطقه متداول بوده است و از بهترین پارچه های این حدود می توان به پارچة توزی اشاره کرد.
پنبه و کتان از گیاهانی بوده است که در این منطقه کشت می شده و مناسب بودن آن با آب و هوا کیفیت این محصول را می افزوده است.
با دقت در ابزار و وسایل باز مانده از دوره استیلای پارچه های بافته شده از نخ های حیوانی ، پشم و موی حیوانات اهلی ، می توان گفت این نوع پارچه تا همین اواخر نیز در منطقه تهیه و عمل آوری می شده و هنوز نیز بافت عباهای بسیار قیمتی و نایاب ساخته شده با پشم شتر در این منطقه رواج دارد.
از تهیه رنگ های گیاهی در منطقه نیز می توان با نگاهی به گیاهان بومی منطقه و تهیه رنگ از ریشه های برخی از این گیاهان به این مطلب رسید که رنگ آمیزی پارچه ها نیز در کارگاه های منطقه امری مرسوم بوده است.
ضمن اینکه تنوع رنگ درحیوانات اهلی و نام گذاری حیوانات بر اساس رنگ ظاهری پشم و موی آنها این مطلب را می رساند که یکی از دلایل اهمیت و ارزش رنگ حیوانات در منطقه تهیه پارچه از پشم و موی آنها بوده است.
البته از عمل آوری پارچه هایی همچون ابریشم در منطقه نمی توان مستندات زیادی تهیه نمود و حتی می توان گفت این نوع پارچه درمنطقه تولید نمی شده اما در داد و ستد با تمدن های همسایه به ویژه چین و کشورهای جنوب شرق آسیا از این نوع پارچه در منطقه رواج پیدا کرده است.
درضرب المثل های رایج مردمان منطقه نیز می توان به استفاده از این پارچه ابریشم در دشتی پی برد.
«اوریشم چنون شد که پابست خرون شد » ، « صحاو گله میشی چک دومکش بند بریشی » ، از نمونه ضرب المثل هایی است که بر تداوم استفاده از این پارچه در دیار دشتی تاکید دارد.
« اگر اطلس بپوشی آخرش دختر می ، ماهی فروشی » ، نمونه ایی دیگر از ضرب المثل های مردم منطقه است که استفاده از پارچه اطلس در منطقه را شهادت می دهد.
پوشش یکی ازمولفه های بازشناسی دیار و فرهنگ های مختلف و وجه تمایز اقوام گوناگون در ایران و البته جهان می باشد.
مثل هر گوشه از ایران بزرگ، دیار دشتی نیز به دلیل شاخص های خاص آب و هوایی و نزدیکی و دوری به فرهنگ ها و قومیت های غالب در کشور و کشورهای پیرامون،دارای پوشش خاص خود بوده که با گذشت روزگار و فراز و فرودهای تاریخی پوشش در ایران، دستخوش تغییر و دگرگونی گردیده است.
از دیر باز مناطق جنوبی کشور و به ویژه مناطق مستعد ، دارا بودن آب و خاک حاصلخیز ، گارگاهی مناسب برای بافت پارچه های خاص البسه بوده است. در صفحات تاریخ باستان ایران و در ذیل عناوین شهرهایی همچون توج ،صفاره از طرف تاریخ نویسان به دفعات مطالب پیش گفته تایید شده است.
پارچه های توزی نوع خاصی از پارچه بوده است که به دلیل ظرافت و لطافت خاص و منحصر به فرد خود تنها پادشاهان و بزرگان توانایی پوشیدن آن را داشته اند.
پارچه توزی یکی از لطیف ترین و فاخرترین پارچه های دنیای باستان بوده است که در استان بوشهر تولید می شده است.
این پارچه گویا ازحریر،اطلس و ابریشم سرآمد تر بوده و از این رو پوشش خاص سلاطین جهان بوده است.
کتان یکی از عمده محصولات کشاورزی این خطه و از تجارت های مهم مردم این سامان بوده که طبق شهادت تاریخ به مناطق میانی و شرقی ایران برده شده و با کالاهای دیگر مبادله می شده است.
از این گذشته سیراف از بزرگترین مبادی ورود کالاهایی از فرهنگ ها و تمدنهای بزرگ دنیای باستان بوده که تا همین اکنون با کنکاش در زوایای گوناگون حیات اجتماعی این مردم می توان تاثیرات آن را به وضوح دید.
با مطالعه پوشش در هر اقلیم می توان به فراز و فرود هایی ظریف از تاریخ و فرهنگ مردم هر منطقه دست یافت.
...
...
...
برچسب:
نویسنده: مهتاب مقدم