بنام یزدان پاک
"1 های 1 در 1"
*دیار گرم وخشک دشتی در دو موقع از سال علاوه بر فصل بارش های مرسوم ، آذر تا اسفندماه ، میزبان ریزش باران های موسمی هم می باشد.*
*این باران ها که از شبه قاره هند و از این اقیانوس پهناور خود را به دشتی می رساند اغلب دشواری هایی را برای کشاورزان دشتی به سوغات می آورد.*
*هنگام رسیدن و نزول این بارش ها درست با موقع جمع آوری گندم و خرما ، دو محصول اساسی مردمان حوزه ی رود مند ، در منطقه دشتی مطابق می شود.*
*باران « جوری یا جیلم» هنگامی در دشتی می بارد که کشاورزان دیم کار منطقه گندم های خود را که خشک شده و آماده برداشت است را به دستان داس های ویژه « جوری یا جیلم کن » در منطقه سپرده و بافه های پراکنده گندم های خود را یا به خرمن گاه برده یا هنوز در زمین های خود پراکنده اند.*
*این باران باعث می شود گندم های خشک، نم خورده و در برداشت آنها وقفه ای ایجاد شود.*
*فصل برداشت گندم و جو در دشتی برابر میانه اردیبهشت و در اصطلاح دشتی ثور است.*
*این باران معمولا با وزش بادهای جنوبی به دشتی می رسد که اصطلاحا به آن باد قوس می گویند.*
*باران موسمی یکبار دیگر و در فصل داشت و برداشت خرما از خردادماه تا شهریور ماه به دشتی می رسد که در این هنگام نیزخرماهای نخل های تناور دشتی آماده برداشت است و این باران مانع از برداشت درست این محصول می شود.*
*معمولاخرما اگر در فصل برداشت آب بخورد ازکیفیتش کاسته و گاه تخمیر و ترش می شود.*
*در هر حال بارش باران های موسمی دشتی هر چند باعث دشواری هایی برای کشاورزان این خطه می شود اما شادی و لبخند های صادقانه مردم را نیز به شکوفه و بار می نشیند.*
*این باران البته برای جالیزهای نشسته بر کرانه رود مند بسیار دلپذیر و مفید است.*
*پیش از این زندگی در دشتی طبقه بندی زمانی زیبایی داشت و مرد دشتی با آغاز فروردین باگرده افشانی نخل هایش آنهارا به بار شیرین رطب و خرمای تیرماه دشتی می سپرد.*
*اندکی قبل از گرده افشانی نخل ها مرد دشتی در کناره با سخاوت رود مند خربزه های دیم خود را کاشته بود و اکنون خود را برای جمع آوری گندم و جو های طلاییش آماده می کرد.*
*با فرا رسیدن اردیبهشت جالیزهای رود مند از گیاهان و بوته های هرز رهایی می یافت و پات لاله و اردیبهشت که به نیمه می رسید داس های " جوری کن" به سوهان سن گهای زمخت منطقه سپرده می شد تا با شروع خرداد خرمنگاه های دشتی سرمست از بوی "تاله های " گندم و جو برای وزش آرام باد " اوشی " لحظه ها را بشمارند.*
*خرمن کوبی که به انتها می رسید فصل برداشت تنباکوها نیز با شرجی شدن و بارش شبنم های شبانه فرامی رسید تا مردان دشتی در شب های "لاله بونی " با دود کردن آن دل به درنگه ای حزین بسپارند.*
*بوی عطر غریب جالیزهای مرد دشتی با به بار نشستن " لاله ها " و رسیدن خربزه و هندوانه های آبدار رود مند در عطر قصیل های شرجی زده،کار و تفریحی دیگر در شور شیدایی مرد دشتی می گسترد.*
*اکنون فصل برداشت رطب و خرما فرا رسیده بود و در گرمای "کل اسد" پنگ های پربار خرما یکی بعد از دیگری از دامان شیرین نخل های تناور دشتی برداشته می شد.*
*دراثنای برداشت خرما صید ماهی از دستان نمناک مند تفریح و کار مرد این حوالی می گردید و ماهیان رنگ به رنگ مند به سفره های مردم عطر و رنگی زنده می بخشید.*
*اکنون مهر داشت از راه می رسید و تابستان دشتی با خاطرات سایه های خنک صبح و ناشتایی های فراهم، وسوسه ای همیشه می شد تا زندگی به دور از تجمل و چشم و هم چشمی در حوالی رودمند با آرامش، نه آسایش، جاودانه وخواستنی شود.*
*در سایه سار خنک دیوارهای کاه گلی، صبحگاهان نوش ناشتایی های دشتی چشیدن طعم زندگی داشت.سور،پرگو، بوانو، لیمبور، پیا، کاکل، منگگ، دو کشک، لورک، روخن خَش، خاگ خمونی همه اینها احساس شور و نشاط را مهیا می کرد.*
...
...
...
برچسب:
نویسنده: مهتاب مقدم