سه مكان در حال رفت و آمد وبعضاً مشغول سينه زدن بودند . در بخش تداركات
اولينتدارك ، چاق كردن قليان توسط پسران ودختران معذببود كه براي مجلس نشينان
ميان سال ومسن زن و مرد برده مي شد.ودر كنار آن يكي دوسرويس چاي وقهوه
برده مي شد كه اين اعمال تا قبل از شروعشدن روضه ادامه داشت وبطورمعمول
به اضافه ي دود آتش قهوه خانه ي ميرحسين ،دود قليان ها درمحل برگزاري خوب
مي پيچيد.من مردان جوان را خيلي كم بياد دارم كه سينه معمول امروز زده باشند .
اما زنان ودختران جوان بطورمعمولهرشب برنامه سينه زدن اختصاصي داشتند.
و درحدود 15 تا 20 نفر دروسطحياط بصورت دايرهمي ايستاند .و عباس رمضان
گاه درمياندايره و گاه كه دايره كوچك بود و ميدانيبراي حركت نداشت در بيرون
نوحه مي خواند وآن ها سينه مي زدند و جواب مي دادند و بطورمعمولاين دايره مي چرخيد .
و اين يك نوع سينه زدن زنان محلي بود.وديگر اين كه زماني كه نوحه ي پا منبري
قبل ازروضهخوانده مي شد باز، زنان نشسته با يك دستبه سينه و با دست ديگر به پاي
خودو گاهي با دوست به سينه يا به پاي خود مي زدند.و در زمان خواندن نوحه يپا منبري
معمولاً مردان و زنان ميان سالو مسن بطور آرام نشسته به سينه ي خود مي زدند.و تا آن
جايي كه بياد دارم از شب پنجم به بعد بود علم كه تشكيل شده بود از يك چوب بلند و مقداري
پارچه ي سبز و سياهكه بدور آن مي پيچيدند و آويزان مي كردند. و پنجه ي فلزيدربالاي
آن كه نمادي از بيرق امام حسين در كربلا بودساخته و در محل برگزاري هميشه برافراشته بود.
و گاه بدست گرفته ودور آنسينه زني مي زدند.اين علم تا روز دهم كه عاشورابود برقرار بود
و گاه اوقات روزها برايجمع نذورات خانه به خانه در روستا و خانه هايباغ نشين نزديك روستا
مي بردند و مي چرخاندند. و درروز عاشورا پس از پايان مراسم كه بعداز خواندن روضه يروز قتل ومراسم ذوالجناح بود آن را به طرزبسيارخشنيكه ياد آور اعمال عمر سعد در كربلا بود
باز كرده و پارچه هايش تكه تكهشده و هرتكه نصيبفردي مي شد.و آن فرد چه زن و چه مرد ،
آن تكه پارچه را تا محرم بعدي بر بازوي خود براي سلامتي مي بست . از شبهفتم به بعد
زنان جوان مشغول شده و مختك علي اصغر را با پارچه هاي سياه و سبز ونوار و قنداق و غيره
تزئينمي كردند و شب نهم ودهم زنان و دختران حاجت داربه نوبت آن را به دست گرفته و
عده ي ديگريزير آن عبور مي كردند و گاه هفت باربه دور آن مي چرخيدند. و در شب دهم
آن را باز مي نمودند.و شيخ روضه خوان مؤظف بودتا روضه را مرتب و به رديف بر اساس
باب كتابي بخواند. كه هر شب باب يكي بود و عبورشيخ از اين مقوله مساوي بود با اعتراض
مستمعين كه خودهمه چيز از حفظ بودند در حالي بسياري بي سوادبودند . در شب دهم بيشتر
مردم تا صبحدم به جهت همراهي امام حسين (ع) كه دراين شب بيدار بوده است در آن مكان
بيدار مي ماندند.و به همراه اذان صبح برنامه يصبحدم را به همراه شيخ روضه خوانونوحه
خوانان اجرا و پس از آن براي استراحت وخواب به خانه مي رفتند . و حدود هاي ساعت ده و نيم
به حسينيه باز مي گشتند. ودر روضه ي روز عاشورا شركتو پس از برگزاري مراسم ذوالجناح
و خواندن اذان ظهرو خوردن ناهار نذري روز قتل به خانهمي رفتند.جوانان که قوی بودند
علم بردوش گرفته و خانه به خانه روستاهای همجواررفته و نذورات جمع می کردند.